تبليغاتX
امید و شوق به دیدار استرالیا
فعلا نمی نویسم.

+ نوشته شده توسط زهرا در شنبه بیست و یکم اسفند 1389 و ساعت 21:13 |
من بسیار آرام و در آرامش کامل بدنبال نیمه تاریک وجود خود میگردم. دارم نیمه تاریکمو پیدا میکنم تا باهاش دوست بشم و خودمو کامل بپذیرم تا...

خوب کتاب نیمه تاریک از دبی فورد ترجمه فرناز فرود رو دارم مطالعه میکنم که به معرفی از وبلاگ جادوگر سرگردان تهیه اش کردم. از دوستم که کتابو برام خرید وپست کرد متشکرم.

کتاب شفای کودک درون هم از لوسیا کاپوچینه ترجمه گیتی خوشدل خیلی بمن کمک کرده است. امیدوارم برای شما هم بسیار کمک کننده باشه.

مهمتر از همه لازم میدونم از خانم بهار حقیقی نویسنده جادوگر سرگردان بسیار تشکر کنم که بسیار بسیار مطالبشون به من کمک کرد. بهترین موهبت ها رو برایشان از خداوند میطلبم.

+ نوشته شده توسط زهرا در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 و ساعت 15:5 |
میخوام این مشکلمو مشکلی که نمیشه بگم رو و من قادر به حلش نیستم رو رها کنم چگونه؟نمیدونم. چگونه میشه یه مسئله که واقعا ذهن منو مشغول کرده رها کرد؟
+ نوشته شده توسط زهرا در شنبه بیستم آذر 1389 و ساعت 21:34 |
منو به زمانهای کودکیم برد وقتی مامانم دستامونو  حنا میذاشت یه نقطه بزرگ وسط کف دست و چهار نقطه کوچک تو چهار طرفش.بعد باید مواظب باشیم در حالیکه حنای کف دست نریزه پشت دستمونو بیاریم و رو ناخنها حنا کنه. چقدر اون روزا دوست داشتیم پر رنگ بشه صبرمونم کم بود هی یه گوشه اش رو میزدیم کنار ببینیم چقدر رنگ گرفته. باز آب میزدیم که حنا خشک نشه.و همزمان صدنوع حسرت و غبطه که وای یه آقایی رو دیده بودیم دستاش مثه رنگ خون شده بود با حنا.و می پرسیدیم این آقا چیکار کرده که میگفتند ازسر شب تا صبح حنا گذاشته.

 

خلاصه امروز من واسه دخترم موهاشو حنا کردم و یاد همه این خاطرات پاک وآفتابی کودکی افتادم. دخترم چند وقته بدجوری هوس رنگی بودن موهاشو کرده ومن هم نمیخواستم رنگ شیمیایی استفاده کنه واسش حنا کردم حالا قراره از ساعت ۲ ظهر تا ۱۱ شب بزاره که رنگ بشه.

اونقدر رنگ کردن در واقع حنا مالی موهای بلند دخترم کاری سخت و مشکل بود که حسابی اخساس ابلهی کردم و اما راستشو بگم خیلی حال داد و خوش گذشت.

+ نوشته شده توسط زهرا در جمعه چهاردهم آبان 1389 و ساعت 15:38 |
درد من تنهایی نیست، بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت ،بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خدا می نامند "گاندی"
+ نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه پانزدهم مهر 1389 و ساعت 23:48 |